دوست داشتم حداقل یه نفر اینجا بهم تبریک میگفت، اما نگفت....
ولی تا دلتون بخواد امروز سورپرایز شدم
از تنها دوستی که سالی یکبار میبینمش و امروز منو به صرف شام و کادو دعوت کرد
و پسرخاله ای که چندسال یکبار میاد پیش ما و خیلی اتفاقی امشب بود....
و چقدر خوب بود دیدنش.... گپ زدنش.... درد و دل کردنش....
و چقدر این دیدارهای یکهویی به جانم چسبید بیشتر از صد تولد از پیش تعیین شده
و کام روان مرا شکرگزار کردن بابت وجود چیزهای پنهانی که دارم و غافل میشوم!!
پ.ن: یادم رفت بگویم خوب بود که بعضی نبودند تا تولد مرا تبریک بگویند امسال، سپاس.
+ نوشته شده در جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۶ساعت 1:26 توسط پناهنده |